راهنماهای مجموعه های هخامنشی تخت جمشید و پاسارگاد

مکانی مجازی برای گفتگو و گردهمایی راهنماها و مردم

برزن جنوبی تخت‌جمشید

در بخش جنوبی تختگاه ارگ پارسه (تخت جمشید)، حدفاصل تختگاه و آرامگاه منسوب به داریوش سوم، در محدوده‌ای به وسعت 000/60 هزار مترمربع بناهایی واقع شده است. این بناها متشکل از هشت مجموعه ساختمانی بزرگ (A,B,C,D,E,F,G,H) است که در این قسمت صفه‌سازی شده و از طریق معابری به یکدیگر راه دارند. این مجموعه عظیم ساختمانی را برای نخستین بار در سال‌های 1353-1347 علی‌اکبر مختار تجویدی کاوش نموده است.
هر کدام از این بناها دارای تالار ستوندار و ایوانهای ستوندار در اطراف است و از نظر نقشه‌سازی و پلان شبیه به سایر بناهای روی تختگاه شباهت دارند اما با کاربری متفاوت.
به نظر می‌رسد که در زمان خشایارشاه که صفه ارگ پارسه (تخت جمشید) وسعت یافته است و پلکان بزرگ پیش بست غربی بدان افزوده شده است، در برزن جنوبی نیز به دستور وی فعالیت‌های ساختمانی متعددی انجام شده است. به طور قطع، بخشی از ساختمانهای واقع در برزن جنوبی برای اقامت در پارسه ایجاد شده بود، زیرا در این منطقه خوش آب و هوا به ویژه در ایام بهار و با توجه به باغها و بوستانها و گلزارهای متعدد در کنار استخر و دریاچه فصلی آن بسیار مناسب بوده است.  به خوبی می‌توان در چنین منظره فرح‌انگیزی شاهزادگان خوش اندام هخامنشی را بهمراه همسران زیبایشان در حال گشت و گذار و گل چیدن به پندار آورد.

آثار برزن جنوبی با توجه به دقایقی ظریف از فن شهرسازی پی‌ریزی شده است. جهات ساختمانها موازی آثار روی صفه و در جهت گسترش آنها است.
  کوچه‌ها در این مجموعه با زاویه‌های نود درجه به دیگر گذرها و خیابانها پیوسته شده است. معبر بیشتر آبروها زیرکف کوچه‌ها و خیابانها قرار دارد. زمین مورد نیاز برای هر ساختمان و دستگاه و تقسیمات درونی آن بنا بر اصل نیاز هر بخش تقسیم شده است و در نتیجه در درون هر مربع و یا مستطیل یک مجموعه، پاره‌ای از واحدها در یکدیگر ادغام شده است و طرح آنها در هم تألیف گشته است.
در مورد جهات بناها باید گفت که این میل بیست درجه از شمال به سمت مغرب دارای یک جنبه علمی بسیار حساب شده بوده است.و این انحراف از جهات اصلی به هر دستگاه ساختمانی اجازه می‌داده است در فصول گوناگون به اندازه مطلوب از نور خورشید استفاده نمایند.
به طور کلی می‌توان تأسیسات و بناهای واقع در مجموعه برزن جنوبی با جلوه خاص و کم‌نظیر آن و کوچه‌ها، خیابان‌ها و گذرهای مفروش به آجر و بناهای نقاشی شده آن را از ورای همین آثار باقی مانده کنونی به خوبی در خاطر مجسم نمود. برزن جنوبی در کیفیت کنونی خود، نخستین نقشه جامع قسمتی از یک شهر باعظمت دوران هخامنشی است.

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

باروی خشتی ارگ پارسه (تخت جمشید)

دو جبهه غربی و جنوبی صفه را دیوارهای سنگی صافی که چندین متر از سطح دشت ارتفاع داشت، محافظت می‌کرد و از هرگونه گزندی دور می‌داشت؛ بنابراین در این سمت‌ها تنها یک دیوار ساده کوتاه با جان‌پناهی با کنگره‌های چند پله‌ای برفراز دیوار شالوده تخت برآوردند. اما از دو جهت دیگر، یعنی مشرق و شمال، یک رشته استحکامات خشتی درست کردند تا نگهبان بناهای درون صفه باشد. علاوه بر این چون از پشت کوهپایه‌ای که بر صفه مشرف است، به آسانی با اسب یا پیاده می‌توان بالا آمد و به سوی تخت سرازیر شد، بر ستیغ این کوهپایه از گوشه شمال شرقی صفه تا حد جنوب شرقی آن زنجیری از برج و باروی خشتی کشیدند و تمام محموطه دامنه کوهیایه مشرف بر صفه را محصور ساختند. اساس این باروی شرقی بدین‌گونه بود که اول یک دیوار بسیار ستبر خشتی، با شالوده‌ای که در قسمت برج‌ها تا 19 متر پهنا داشت، درست کردند. این دیوارها را به صورت دو یا سه جداره می‌ساختند، یعنی دو یا سه دیوار موازی، پهلوی همدیگر بالا می‌آوردند و بعد درون آن‌ها را با شن‌و‌ماسه و گل پر می‌کردند، به طوری که در بالا همه آن‌ها تشکیل یک سطح صاف را می‌داد. خشت‌هایی که برای ساختن این دیوارها به کار می‌بردند بسیار بزرگ بود؛ اندازه هر یک 33 در 33 سانتی‌متر و ستبری آن به 13 سانتی‌متر می‌رسید. بر فراز شالوده‌ای چنین ستبر و استوار، دیواری برآوردند که 7 متر بلندی داشت و دالانی از میان آن می‌گذشت که همه برج‌ها و قسمت‌های دیوار را چون خیابانی سرپوشیده به هم می‌پیوست. برج‌ها چهارگوش بودند و ارتفاع آن‌ها بیشتر از دیوار بود و درون آن‌ها اطاقک‌هایی برای نگهبانان ساخته شده بود و این اطاقک‌ها از راه دری به دالان سرتاسری راه می‌یافت.  درون دالان و اطاقک‌ها طاقچه‌هایی درست کرده بودند با طرح مضرّسی، و در این فرورفتگی‌های توی دیوارها، روزن‌هایی به صورت پیکان در آورده بودند تا از آن راه به بیرون تیراندازی بتوان کرد. پشت این دیوار و برج‌‌های آن، یعنی در سمت مشرق، خندقی برای در کردن آب باران کوهستانی کنده بودند که پیش‌تر از آن سخن گفتیم: ساختمان برج و باروی ستیغ‌ کوه نیز بر همین منوال با دالان سرتاسری و اطاقک‌ها و روزن‌های پیکان شکل بود. از این قسمت، چند برج و بخشی از دیوار را سی سالی‌ پیش از زیر خاک بیرون آورده‌اند که به صورت زنجیری استحفاظی بر بالای کوهپایه مشرف بر صفه دیده می‌شود.
باروی خشتی تخت‌جمشید
دیودر سیسیلی به هنگام سخن از رسیدن اسکندر به ارگ پارسه (تخت جمشید)، می‌گوید که ارگ شاهی سه دیوار داشت، هر سه کنگره‌ دار: نخستین دیوار به بلندی هفت‌ متر (16 کوبیت، هر کوبیت 45 سانتی متر) بود، و دومین به بلندی 14 متر و دیوار سوم که در چهار سوی کشیده می‌شد 27 متر (60 کوبیت) ارتفاع داشت. محتملاً منبع اطلاع وی واقعیت را کمی دگرگون کرده بوده است، زیرا دیوار سومی به نظر نمی‌رسد که در چهار سوی تخت کشیده شده بوده است، و تنها در سمت شرق دیواری به بلندی 15 متر صفه را محاظفت می‌کرده  و این دیوار با احتساب این که کف خود صفه از سطح جلگه 12 متری بلندتر است، به نظر 27 متری می‌آمده است.
باروی خشتی تخت‌جمشید

 

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

دروازه نیمه تمام

یکی از مهم‌ترین بناهای ارگ پارسه (تخت جمشید) کاخ کوچکی در انتهای «خیابان سپاهیان» و در شمال حیاط صدستون است که چون کارهای ساختمانی‌اش تمام نشده و طرح و کاربردی مانند «دروازه خشیارشا» دارد، آن را «دروازه نیمه‌تمام» می‌گویند. این بنا مشتمل بوده است بر یک تالار چهارستونی با دو درگاه شمالی و جنوبی و دو اطاق جنبی برای پاسداران شمال کاخ به «خیابان سپاهیان» متصل می‌شده است و جنوب آن به حیاط شمالی صدستون. جرزهای هر دو درگاه را می‌خواسته‌اند به صورت گاوان بالدار در آورند اما فرصت تکمیل نیافته‌اند.

زیر ستون‌ها را هم کار گذارده‌اند و در یکی دو جا قلمه ستون‌ها را هم به پای کارگاه آورده و یا در نیمه راه گذاشته‌اند. و معلوم است که نتوانسته‌اند آن‌ها را بر پا سازند. به دلیل همین ناتمام ماندن در باب معماری و پیکرتراشی هخامنشی اطلاعات بسیار گران‌بهایی از این مکان به دست می‌توان آورد. ساختمان و طرح مورد نظر در این کاخ را با مقایسه «دروازه خشیارشا»‌ می‌توان بازسازی کرد.

در شمال بنای«دروازه نیمه‌تمام»  و مشرف بر دیوار شمالی صفه ساختمان‌هایی وجود داشته است که به گواهی اشیای یافت شده در شرق آن‌ها «دبیرخانه» شاهی بوده در گوشه شمال شرقی صفه نزدیک به 30 هزار لوحه گلین مهرمانند یافته‌اند که بر آنها به زبان و خط عیلامی اسناد دیوانی ارگ پارسه (تخت جمشید) را نگاشته‌اند. قسمت مهمی از آن‌چه سالم مانده توسط روانشاد ریچارد هُالک خوانده شده و در کتاب بسیار گران‌قدر الواح باروی ارگ پارسه (تخت جمشید) منتشر شده است. این اسناد شامل «رسید» و «برات» و «پرداختی»‌ها و دیگر موضوعات جالبی است که یکایک توسط هالک تفکیک و بررسی شده است،  و برای تاریخ اقتصادی و اجتماعی و مذهبی دوره هخامنشی اهمیت فراوان دارد.
دروازه نیمه تمام
در این اسناد عیلامی واژه‌های بسیاری از فارسی باستان و دیگر زبان‌های ایرانی به وام گرفته شده است و همین وام واژه‌ها و نیز نام‌های ایرانی مذکور در الواح مایه گسترش اطلاع دانشوران از زبان و نام‌های ایرانی شده است و مدارک بسیار معتبری در باره دین و آیین آن دوره بر منافع موجود افزوده شده.  شناخت زبان عیلامی نیز پیشرفت کرده است و استاد مرحوم والتر هینتس و یکی از دانشجویان او بنام هیدی ماریا کخ یک واژه‌‌ نامه عیلامی مفصل از روی مواد این لوحه‌ها تألیف کرده‌اند.

در غرب این «دبیرخانه» محوطه وسیعی تا دیوار غربی صفه کشیده شده است که آثار برج وبارو و دالان و راهرو دارد. در دو قسمت از ساختمان شمالی «خیابان سپاهیان» در خاکبرداریهای سال‌های 1331تا 1333 دو سر ستون عقاب دو سر یافت شد که احتمالاً برای برپایی در یکی از کاخ های دورتر از آن مکان بوده است ولی فرصت بردنش را نیافته بوده‌اند تراش

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

بنای مرکزی

در جنوب محوطه جنوبی آپادانا، شرق کاخ داریوش، شمال حیاط شمالی «کاخ خشیارشا» و غرب «کاخ سه‌دری» یا «تالار شورا»، اثر بنای بلندی قرار گرفته که بر روی سنگ خارای کوه برآورده شده و محاط به دیوار ستبری از خشت خام بوده است از این بنا امروز اثر بسیار کمی باقی مانده است. هرتسفلد پنداشته است که این جا باید «پرستشگاه» بوده باشد چون بلندتر از سایر جای‌های تخت‌جمشید است، و ساختمانی چون تخت‌جمشید قاعدتاً می‌بایست «نیایشگاهی» هم داشته باشد، و بنا به گواهی باستانیان ایرانیان آیین نیایش را بر جای‌های بلند برگزار می‌کرده‌اند. تحقیقات بعدی نشان داد که دیوار جنوبی این اثر، دارای پلکانی منقوش به تصاویر سربازان، و خدمه حامل ظروف و خوراکی بوده است که بعدها آن را کنده و به جنوب حیاط کاخ داریوش برده اند. پس روزی در این محل یک کاخ اختصاصی وجود داشته، و احتمال «معبد» بودنش از میان می‌رود. همچنین پار‌ه‌ای خواسته‌اند در این جا، محل «باغ» و یا «فردوس» شاهی را باز یابند، ولی دلایل آن‌ها اعتباری ندارد و نیازی به رد کردنشان نیست .

از پیدایش سکه‌ای مربوط به اردشیر پاپکان در این محوطه حدس زده‌اند. که بناهای خشتی روی آن تا زمان ساسانیان هم تا اندازه‌ای آباد بوده است. در زیر این محوطه، مجراهای ژرف آبرسانی یا آب در رو وجود دارد که به آبروهای زیرزمینی «هدیش» و دیگر بناها می‌پیوندد. در جنوب شرقی این اثر پلکان دو طرفه‌ای وجود داشته که به حیاط شرقی «هدیش» راه می‌یافته. یک راهرو باریک، میان این بنا و«تالار شورا» جدایی می‌افکنده که دیوار قسمتی از آن هنوزباقی است.

 

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

خیابان سپاهیان

بررسی نقش‌های تالار کاخ صدستون می‌رساند که این‌جا تالار «بارعام» به معنی اخص نبوده است بلکه «تالار سلحشوران» به شمار می‌رفته آن یک صد سربازی که بر درگاه‌های شمالی نقش شده‌اند احتمالاً نماد یکصد فرماندة نگهبانان ویژه شاهی‌اند که هر یک بر نه سرباز فرماندهی داشته است و این موضوع از وسعت و موقعیت «خیابان سپاهیان»‌ـ که میان کاخ «دروازة خشیارشا» و «دروازه نیمه‌تمام» جای دارد‌ـ نیز تأیید می‌شود زیرا اگر برای هر سرباز 90 سانتی‌مترمربع جای اختصاص دهیم، هزار تن نگهبانان نخبة شاهی به یک مستطیل 90×9 متری یعنی درست باندازه وسعت آن خیابان نیاز می‌داشته‌اند، و بدین ترتیب خیلی‌خوب در خیابان مزبور جای می‌گرفته‌‌اند، و می‌توانسته‌اند از آن جا به حیاط شمالی صدستون بروند.
خیابان سپاهبان
در شرق صدستون یک دستگاه ساختمانی مشتمل بر راهروی با محور شمالی‌ـ جنوبی و شماری تالار و ایوان با جرزهای مکعبی شکل وجود دارد که به احتمال زیاد برای سلحشوران ساخته شده بوده‌اند در شمال این بناها و در شرق حیاط صدستون ایوانی و در پشت آن تالاری ستون‌دار و تعدادی اطاق انبار مانند و قراول‌خانه وجود داشته است که آن‌ها را هم متعلق به سربازان می‌دانند در شرق این دو دستگاه ساختمانی، خیابان شرقی ارگ پارسه (تخت جمشید)‌ ـ که یک طرفش به کوه و بارو پیوسته است‌ـ از شمال شرقی تا جنوب شرقی تخت امتداد می‌یابد وسعت آن میان 5/7 متر در شمال تا بیش از 10 متر در جنوب می‌رسد و طولی نزدیک 330 متر دارد شاید این خیابان برای عبور گردونه‌های شاهی و ارابه‌های نجبا و سپاهیان جاویدان ساخته شده بوده است.

 

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

خزانه

در شرق قسمت اصلی «کاخ ملکه» و جنوب «کاخ صدستون» بقایای دستگاه ساختمانی بزرگی می‌یابیم که توسط دیواری ستبر احاطه شده و بوسیله خیابانهای پهنی از همه‌ی بناهای اطرافش سوا گشته است. این آثار بازمانده‌ی گنجینه‌ی بزرگ ارگ پارسه (تخت جمشید) است که اسکندر تاراجش کرد و به آتشش کشید.
عمارت مفصل خزانه که وسعت آن 90/133 در 60/77 متر است تقریباً مشتمل بر صد قسمت مختلف از قبیل تالارهای وسیع ستون‌دار و ردیف اتاقهای کوچکتر و حیاطهای دارای ایوان و راهروها و دهلیزها و غیره بوده است.
خزانه سلطنتی از خشت ساخته شده بود و خشت در آب و هوای ارگ پارسه (تخت جمشید) دوامی ندارد. البته از بهار تا آخر تابستان در این محل باران نمی‌باشد ولی در ماههای آذر تا فروردین یعنی در فصل زمستان بازندگی‌های شدید دارد. عمارت خزانه در حدود یک قرن و نیم یعنی از زمان سلطنت خشیارشا تا فتح اسکندر باقی مانده و قسمت قدیمتر آن که توسط داریوش ساخته شده بود در حدود صد و هشتاد سال دوام یافت. یکی از مهمترین کشفیات ا . اف. اشمیت در تخت‌جمشید یافتن 750 لوحه گلین مهر مانند بود که بر روی جوانب آنها به خط عیلامی مطالبی در باب کارگران و کارفرمایان و نحوه اندازه و دستمزد کارگرانی که در ارگ پارسه (تخت جمشید) کار کرده‌اند منقور می‌باشد.
خزانه
جبهه‌ی بیرونی دیوارهای این بنا دارای فرورفتگیهای منظمی مانند تاقچه‌های مضرس سه لبه‌ای بود و وسط تاقچه‌ها را با یک گودی پیکان شکلی آراسته بودند. قسمتهای بنا از قسمت غرب به شرق عبارت بود از: اتاقهای کوچک سربازان، سه تالار چهارستونه و یک اتاق دو ستونه و دو جفت تالار بزرگ که توسط راهروئی دراز از هم سوا می‌شدند و جفت شمالی هر یک 36 ستون و جفت جنوبی هر یک 24 ستون داشتند یک حیاط بزرگ در ناحیه شرقی که با چند ایوان ستون‌دار محاط می‌شد و چند تالار متوسط ستون‌دار در سمت شرق. تمام ستونهای این بنا از چوب ساخته و با پوشش گل و گچ رنگین پرداخته گشت، اما زیرستونها همه از سنگ چهارگوشه و یا گرد بود.
دیگر از دیدنیهای خزانه، ردیف زیرستونهای شکیل و یکنواخت می‌باشد که روی آنها علامت سنگتراشان مانده است.
خزانه

 

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |


«کاخ ملکه» یا «اندرون»

طرح این کاخ، به شکل حرف لاتین L و یا یک زاویه قائمه است که یک شاخه آن در قسمت غرب، یعنی در جنوب کاخ خشیارشا، واقع شده و به «قسمت غربی کاخ ملکه» معروف است و شاخه دیگر آن در غرب خزانه و شرق «کاخ د» جای دارد و همان است که هرتسفلد ویارانش آن را بازسازی کرده‌اند و «موزه ارگ پارسه (تحت جمشید)» و کتابخانه و محل اداری است .علت این که این بنا را به «حکاخ ملکه» موسوم کرده‌اند این است که گرداگرد آن را دیواری کلفت احاطه کرده بوده است و تنها مدخل کوچکی از سوی شمال غربی داشته، یعنی مورد استفاده این بنا طوری بوده که ورود غریبه بدان روا نبوده است. به علاوه این مجموعه شامل چند دستگاه ساختمانی مشابه، هر یک شامل یک تالار چهار ستونی و یک یا دو اطاق جنبی، بوده است که همه توسط  دو راهرو بلند موازی به هم مربوط می‌شده‌اند، و این دستگاه ها برای بانوان مشکوی شاهی مناسب فراوان داشته است. در شمال این بنا، یک حیاط مستطیل شکل واقع است که در شرق «کاخ شورا» و غرب قسمت شمالی «خزانه» جای دارد. در شمال این حیاط چند اطاق، احتمالاً برای خدمه وجود داشته که آثار آن‌ها باقی است و در جنوب آن یک دستگاه ساختمانی بزرگ، مشتمل بر یک تالار دوازده ستونی (3×4 ردیف)، یک ایوان 8 ستونی (2×4 ردیف)، یک حیاط خلوت و چند اطاق جنبی ودهلیز واقع شده که اکنون محل «موزه ارگ پارسه (تحت جمشید)» است.
کاخ ملکه

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |


کاخ خشیارشا (معروف به هَدْیش)

در شرق «کاخ هـ» آثار کاخ با شکوهی دیده می‌شود که به گواهی کتیبه‌هایش به فرمان خشیارشا ساخته شده است. وی در یک کتیبه این بنا آن را هَدیش خوانده ولی در نبشته‌ای دیگر، آن را «تَچَر» نامیده است. بنابراین اطلاق نام «هدیش» بر این بنا چندان درست نیست، زیرا آشکار است که هر دو واژه، به یک معنی بوده. تا چندی پیش همه مورخان هنر و باستان‌شناسان این کاخ را تمام و کمال ساخته خشیارشا می‌دانستند ولی در1979 دکتَرعلی رضا شاپور شهبازی نبشته‌ای بر بالای چتر خشیارشا منقوش بر جرزی در گوشه شمال شرقی هدیش‌‌ـ که وارونه فرو افتاده بود‌ـ پیدا کرد که در آن به جای خشیارشا، «داریوش شاه» نوشته شده است، یعنی ثابت شد که این کاخ هم به دست داریوش آغاز شده بوده و بر دست پسرش خشیارشا به انجام رسیده است. با این کشف بسیاری از نتایج غربیان در مورد ساختمان این بنا و حتی نقشه ارگ پارسه (تحت جمشید) مردود شناخته آمد.
کاخ خشیارشا (معروف به هَدْیش)
به هر حال، کاخ هدیش منسوب به خشیارشا بر سینه سنگ، در جنوب صفه، ساخته شده و کف آن از سطح دشت، نزدیک به 18 متر بلندی داشته است. محور طولی کاخ، غربی‌‌ ـ شرقی بوده، و مساحت آن تقریباً 2550 متر مربع (40×55 متر)

است. یک پلکان دو طرفه در سمت غرب، و یکی دیگر در سمت شمال شرق آن را به ترتیب به حیاط کاخ داریوش (تَچَرَ) و حیاط «کاخ‌ د» می‌پیوندد. در سرتاسر جنوب کاخ، بالاخانه یا ایوانی با لبه کنگره‌ دار وجود دارد که از دو جانب شرق و غرب توسط پلکان‌های باریکی به درون «قسمت غربی کاخ ملکه» می‌پیوسته؛ پلکان غربی هنوز موجود است، اما پلکان شرقی، که آجری بوده، از میان رفته بود و در سال 1357 آن را به حالت اولیه‌اش بازسازی کردیم. قسمت اعظم کاخ را یک تالار مرکزی مربع شکل (5/36×5/36متر) با شش ردیف شش‌تایی ستون شامل می‌شده است. در شمال این تالار، ایوانی 12 ستونی (2×6 ردیف) وجود داشته که توسط دو درگاه بزرگ، راه می‌یافته و یک در دیگر، در جنوب، تالار را به بالاخانه بایک جنوبی می پیوسته است. در دو جانب شرقی و غربی تالار، دو دستگاه ساختمانی مرکب از اطاق نگهبانان،‌اطاق چهارستونی، کفش‌کن و برج محافظ وجود داشته و پلکان شمال شرقی را به کفش‌کن شرقی هدایت می کرده است. دو در بزرگ دیگر تالار را به اطاق‌های جنبی می‌پیوسته. یک رشته آب در رو زیرزمینی، آب‌ بام را به راه آب بزرگ زیر کاخ هدایت می‌کرده است. بر درگاه‌های بزرگ، نقش خشیارشا‌ـ با تاج صاف بی‌کنگره ‌ـ دیده می‌شود که در زیر چتر شاهی و پیشاپیش چتردار و حوله‌دار و یا مگس‌پران‌دار به درون می‌رود یا برون می‌آید. بر لباس وی و یا بالای سرش کتیبه‌هایی به زبان‌های فارسی باستان، عیلامی و بابلی وی را معرفی می‌کنند، همان‌طوری که در مورد پدرش در کاخ «تچر» دیدیم. به علاوه، بر جرزهای ایوان شمالی، کتبیه مفصلی به سه زبان و سه خط متقور است که متن آن همان مدلول کتیبه‌های منقور بر جرزهای ایوان جنوبی کاخ داریوش را می‌رساند؛ تنها در بخش آخر می‌گوید که خشیارشا به تأیید اهورمزدا این «هدیش» را ساخته است. یک کتیبه (بر جرز شمال شرقی تالار) به جای خشیارشا داریوش را نام می‌برد.

دو نکته مهم در مورد این کاخ باید ذکر شود: یکی این که جبهه درونی پنجره‌های این کاخ را حجاری کرده‌اند، و بر آن‌ها اشخاصی را نموده‌اند که بز کوهی و حیواناتی مثل آن و یا ظروفی را می‌آورند، و این گونه نقوش تازگی و تنوعی دارد. دوم این که: سنگ‌های این کاخ زیاد استوار نبوده و آتش‌سوزی شدید اسکندری، شیرازه جرزها و در و پنجره‌ها را از هم گسیخته و خیلی بدان گزند رسانیده، به طوری که محافظت همین مقدار سنگ پوسیده‌ای که مانده نیز بسیار دشوار است.

«کاخ خشیارشا» یک بنای خصوصی بوده است، و از راه پلکان های آن می‌توانسته‌اند به اطاق‌های پایینی که هفت متر پایین‌تر از سطح کاخ بوده، بروند، و یا حتی به کاخ‌های روی دشت راه یابند. از درون ایوان جنوبی کاخ، منظره دلنوازی از مرودشت پیداست و این امر احتمالاً در تعیین موقعیت این کاخ اختصاصی بی‌تأثیر نبوده است.

 

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |


کاخ اختصاصی داریوش (معروف به تَچرَ)

از نخستین کاخ‌هایی که بر روی صفه ارگ پارسه (تحت جمشید) برآوردند بنای جنوب غربی آپادانا است، که رو به جنوب یعنی به سمت آفتاب دارد، و دریکی از کتیبه‌های منقور بر آن تَچرَ خوانده شده است ولی در کتیبه‌ای دیگر از همان بنا هَدَیْش؛ وامروز به «کاخ داریوش» و یا «تَچَر» معروف است. سنگ‌های این کاخ خاکستری و بسیار پاک تراش است، چنانکه عکس آدمی در آن می افتاده، و به همین جهت در این اواخر آن را «آینه خانه» یا «تالار آینه» هم می‌خواندند.

کاخ تچر بر روی سکویی بنا گشته که 20/2 تا 3 متر از کف آپادانا و حیاط مجاورش بلندتر است. طرح آن به صورت مستطیلی است با محور طولی شمالی‌ ـ جنوبی که 40 متر طول و حدود 30 متر عرض دارد، و مشتمل بر یک تالار مرکزی 12 ستونی (3×4 ردیف) با اطاق‌های کوچک جانبی، دو اطاق مربع شکل در شمال، که هر یک چهار ستون داشته‌اند، و با اطاق‌های باریک و بلند جانبی محدود می‌شده‌اند، و یک ایوان8 ستونی (4×2ردیف) در جنوب، که به دواطاق جنبی می‌پیوسته است. یک پلکان توأمان دو طرفه در جنوب بنا ساخته‌اند که از دو سوی به ایوان جنوبی می‌رسد، و بر بدنه آن‌ها نقش افرادی را که بره و یا خوراکی و یا ظروف آشپزخانه بر دست دارند کنده اند. این‌ها را یک در میان در جامه پارسی و مادی نموده‌اند، ولی «پارسیان» کلاه شیاردار استوانه‌ای معمول به خود را به سر ندارند، بلکه شالی به دور سر وگردن پیچیده اند که چانه‌هایشان را هم می‌پوشاند.  برخی از این افراد ریش و سبیل دارند، اما پاره‌ای بی‌ریش و سیبیل نشان داده شده‌اند. احتمالاً  دسته دوم خواجگان درباری‌اند. معمولاً  این افراد را خدمتگزاران می‌خوانند اما چون روحانیون ایرانی هم در جامه مادی نموده می‌شده‌اند، شاید برخی از آنان را مغانی که بره قربانی را حمل می‌کنند، بتوان دانست.

بر بدنه جبهه جنوبی سکوی کاخ، یعنی بر دیواره جنوبی پلکان توأمان، مجلسی مرکب از چند صحنه، نقش کرده‌اند. در مرکز قرص بالدار یا فّر ایرانی را می‌بینیم که دو ابوالهول در دو سویش نشسته، و دستی را به علامت احترام به سوی آن بلند کرده‌اند، و پشت سر هر یک ردیفی از درختان نخل نمایان است؛ زیر این صحنه، دو گروه سرباز کماندار نیزه‌ ور در جامه پارسی (یعنی کلاه‌ ترک‌دار استوانه‌ای، دامن و قبای چین‌دار و کفش سه‌بندی) مقابل همدیگر صف بسته‌اند، و سنگ نبشته‌ای را پاس می‌دارند که به نام خشیارشا و به خط و زبان فارسی باستان نوشته شده است. در گوشه سمت راست این صحنه همان کتیبه به خط و زبان عیلامی تکرار شده است و در گوشه سمت چپ صحنه، متن بابلی آن آمده است. در این کتیبه‌ها، خشیارشا اهورمزدا را می‌ستاید، و خود و پهناوری کشورش را می‌شناساند و سپس می‌گوید:

به خواست اهورمزدا، این هَدیش را داریوش شاه، که پدر من بود، برآورد. بادا که اهورمزدا و دیگر ایزدان، مرا و آن‌چه را که کرده‌ام و پدرم، داریوش شاه، کرده است، بپایند.
کاخ تچر

 

برای مشاهده بقیه متن به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |


کاخ صد ستون یا «تالار تخت»

دومین کاخ ارگ پارسه (تحت جمشید) از حیث وسعت بنای شکوهمندی است در مشرق حیاط آپادانا که تالار مرکزی آن صدستون سنگی (ده ردیف در ده ردیف) داشته است و از این روی آن را «صدستون» خوانده‌اند. اشمیت آن را «تالار تخت» نامید زیرا که وی یک صدستون دیگر، اما بسیار کوچک‌تر، در میان دستگاه خزانه کشف کرد؛ اما چون نام صدستون بسیار مشهور و از قدیم‌الایام معمول بوده است، ما نیز همان را به کار می‌بریم.

قسمت اصلی کاخ، همان تالار بزرگ است که شکلی چهارگوش (5/68×5/68متر) و کمی بیش‌تر از 4600 مترمربع وسعت دارد و سطح آن را 2 متر پایین‌تر از سطح آپادانا گرفته‌اند. هشت درگاه، دو عدد در هر دیوار، آن را به دالان‌ها و صندوق‌خانه‌ها و یک ایوان وصل می‌کند. در شمال آن ایوانی و سپس حیاطی بزرگ وجود دارد و در مشرق آن یک دستگاه ساختمانی‌ ـ مشتمل بر تالارها و انبارهای سربازی و راهروها و دالان‌های کوچکتر قرار گرفته است و در شمال حیاط  کاخ نیم تمامی است درست به شکل و طرح «دروازه خشیارشا»، که پیشتر توصیف کرده‌ایم. در مغرب حیاط  دالان بلند و انبار مانندی است که در شمال بریده می‌شود تا دو حیاط آپادانا و صدستون را به هم بپیوندد. یک خیابان بزرگ به طول 90 متر و عرض تقریبی 10 متر از «دروازه خشیارشا» در جهت عمودی رو به شرق تا به شمال «دروازه نیمه‌تمام می‌رسد» و این خیابان را (خیابان سپاهیان) می‌نامند زیرا می‌پندارند رژه سربازان جاویدان در آن انجام می‌گرفته است. اکنون به شرح برخی از قسمت‌های مهم این کاخ می‌پردازیم.
کاخ صد ستون (تخت)

 

برای مشاهده بقیه متن به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

دروازه همه ملل (به فارسی باستان دَووْرَثیمْ ویسَهْ دَهْیوُمْ)

در مشرق جلو خان پلکان ورودی، به فاصله 22 متری از لبه صفه، کاخ کوچکی است که دروازه ملل نام دارد، زیرا که نمایندگان همه قبایل تابع کشور ایران بدان وارد می‌شده و سپس به سوی کاخ‌های بار می‌رفته‌اند. این بنا مشتمل است بر تالاری با دیوارهای خشتی ستبر، سه درگاه عظیم، و چهار ستون رفیع که سقفش را نگه می‌داشته‌اند. این ساختمان متعلق است به زمان خشیارشا و اگر هم داریوش بزرگ پی‌ریزیش کرده بوده خشیارشا آن را برآورده و تمام کرده است.

تالار 5/612 متر مربع وسعت دارد (هر ضلعش 75/24 متر می‌باشد) و بامش 18 متر بلندتر از سطح جلو خان پلکان ورودی بوده و به عبارت دیگر، تیغه کنگره‌هایش نزدیک 33 متر از سطح دشت (در کنار دیوار صفه) بالاتر بوده است. ستون‌هایش کمی بیشتر از 5/16 متر ارتفاع داشته‌اند و دوتای آن‌ها تا 1965 بر سر پا بود، و یکی دیگر را هم با خرده‌ ریزها و شکسته‌های دو ستون دیگر برپا کرده‌اند. این ستون تازه برپا شده کامل‌ترین ستون تخت‌جمشید کنونی است. زیر ستون زنگوله‌ای شیاردار، ساقه استوانه‌ای قاشقی‌دار (به طول 66/9 متر)، گل ستون که با برگ‌های طوماری و پیچکی نخل آراسته شده وسر ستونی به شکل گاو دوسر، که روی گاوان به جهت شرق وغرب بوده است. دور تا دور اطاق، سکویی به پهنای 52 متر و ارتفاع 52 سانتی متر از سنگ سیاهرنگ نیک تراشیده تعبیه کرده‌اند که محل نشستن میهمانان و نجبایی است که به این «اطاق انتظار» می‌آمده‌اند. در وسط سکوی شمالی، یک برجستگی میز مانند و پله‌ دار دیده می‌شود که احتمالاً سکو و یا تختی برای یکی از مهان درباری بوده است. نمای درونی دیوارهای اطاق با کاشی‌های رنگین‌ ـ‌ سبز، آبی و نارنجی، و جز آن‌ ـ پوشیده شده بوده و گل‌های دوازده پر، ردیف‌هایی از نخل و تزئینات دیگر را نشان می داده‌اند از این‌ها چند نمونه به دست آمده که در انبار موزه تخت‌جمشید نگه‌داری می‌شود.

دروازه همه ملتها (ملل)

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |


کاخ سه دروازه

در جنوب محوطة جنوبی آپادانا، شرق کاخ داریوش، شمال حیاط شمالی «کاخ خشیارشا» و غرب «کاخ سه‌دری» یا «تالار شورا»، اثر بنای بلندی قرار گرفته که بر روی سنگ خارای کوه برآورده شده و محاط به دیوار ستبری از خشت خام بوده است از این بنا امروز اثر بسیار کمی باقی مانده است. هرتسفلد پنداشته است که این جا باید «پرستشگاه» بوده باشد چون بلندتر از سایر جای‌های تخت‌جمشید است، و ساختمانی چون تخت‌جمشید قاعدتاً می‌بایست «نیایشگاهی» هم داشته باشد، و بنا به گواهی باستانیان ایرانیان آیین نیایش را بر جای‌های بلند برگزار می‌کرده‌اند. تحقیقات بعدی نشان داد که دیوار جنوبی این اثر، دارای پلکانی منقوش به تصاویر سربازان، و خدمة حامل ظروف و خوراکی بوده است که بعدها آن را کنده و به جنوب حیاط کاخ داریوش برده اند. پس روزی در این محل یک کاخ اختصاصی وجود داشته، و احتمال «معبد» بودنش از میان می‌رود. همچنین پار‌ه‌ای خواسته‌اند در این جا، محل «باغ» و یا «فردوس» شاهی را باز یابند، ولی دلایل آن‌ها اعتباری ندارد و نیازی به رد کردنشان نیست .
کاخ سه دروازه (شورا)
از پیدایش سکه‌ای مربوط به اردشیر پاپکان در این محوطه حدس زده‌اند. که بناهای خشتی روی آن تا زمان ساسانیان هم تا اندازه‌ای آباد بوده است. در زیر این محوطه، مجراهای ژرف آبرسانی یا آب در رو وجود دارد که به آبروهای زیرزمینی «هدیش» و دیگر بناها می‌پیوندد. در جنوب شرقی این اثر پلکان دو طرفه‌ای وجود داشته که به حیاط شرقی «هدیش» راه می‌یافته. یک راهرو باریک، میان این بنا و«تالار شورا» جدایی می‌افکنده که دیوار قسمتی از آن هنوزباقی است.

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

کاخ اردشیر یکم

پلکان منقوشی که از دو جانب به «کاخ‌هـ» راهبر است اکنون حالتی نیمه ویران دارد. طرح اصلی آن متشکل بوده است از دو گروه نیزه‌ دار پارسی، هر گروه شانزده نفر، مقابل یکدیگر و در سوی کتیبه‌ای به زبان فارسی باستان. پشت سر هر گروه، همان کتیبه باز تکرار شده است همه این کتیبه‌ها، درست مانند کتیبه اردشیر سوم بر پلکان غربی تچر داریوش هستند، و از این جهت بدیهی است که پلکان کنونی جنوب حیاط  تچر در زمان اردشیر سوم ساخته شده بوده است اما دلیلی در دست نیست که ثابت کند خود اردشیر سوم دستور نصب این پلکان را در این محل داده است، برعکس، اشمیت و دیگران متوجه شده‌اند که محل اصلی این پلکان منقوش، جنوب «کاخ ج» که بعداً‌ از آن سخن خواهیم گفت، بوده و اردشیر سوم این پلکان منقوش را بر ساختمان دیگری ـ یعنی «کاج ج»- افزوده بوده، اما بعدها قطعات منقوش را از دیوار جنوبی این کاخ کنده و به حیاط تچر آورده و در دیوار شمالی «کاخ هـ» نصب کرده‌اند. تحقیقات مفصل وعالمانه خانم و آقای تیلیا ثابت کرده است که بر جای این پلکان کنونی، در اصل پلکانی بوده بسیار باشکوه و مزین به تصویر سی‌گروه هدیه‌آور که قسمت‌هایی از آن‌ها در گوشه وکنار پراکنده‌اند.
کاخ اردشیر یکم
پلکان اصلی به گواهی قطعه مکتوبی که ازآن مانده، به بنایی تعلق داشته که خشیارشا آغاز و اردشیر یکم تمام کرده بوده است. لبه غربی و جنوبی بنای اصلی دارای کنگره‌‌ای بوده است مکلّل به دو مخروط که حالت شاخ و کله گاوی نر، بدان‌ها می‌داده است. این کنگره‌ها یکی در میان بزرگ و کوچک و به نقوشی چون پیکان تیر و چلیپا مزین بوده‌اند. خانم و آقای تیلیا چند عدد از این کنگره‌ها را در پایین صفه از زیر خاک بیرون آورده و سر جایشان نصب کرده‌اند. تعبیر این کنگره‌ها روشن نیست، و نمی‌دانیم آیا جان‌پناه بوده‌اند، و یا حالت نمادی داشته‌اند. مسلم این است که این قسمت از تخت‌جمشید، پس از برافتادن هخامنشیان مورد استفاده قرار گرفته، و بنابراین، به عقیده خانم و آقای تیلیا، دارای اهمیت ویژه‌ای بوده است که آن را از دیگر بناهای روی صفه مشخص می‌ساخته است. تحقیقات بعدی ممکن است اهمیت مورد استفاده این بنا را روشن سازد

 

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

برجهای آپادانا

در چهار گوشه تالار مرکزی اپادانا، رو به بیرون، چهار برج با دیوارهای خشتی براورده بودند که اثار برج‌های شرقی هنوز مانده است. طرح هر برجی، به شکل مربع است. دیوارهای آن رو به حیاط بیش از 3 متر و در درون کاخ حدود 5/2 متر ستبری داشته و در هر برجی به داخل ایوان مجاورش باز می‌شده است. در جلو هر دری، مجسمه دو سگ نگهبان، از سنگ سیاه نصب شده بوده که بقایای دو عدد از آن‌ها را یافته‌اند. هر برج چند طبقه داشته است. طبقه اول شامل یک دهلیز بوده که از یک طرف به سه اطاق بلند و باریک و از سویی به دالانی می‌پیوسته که به یک پلکان منتهی می‌شده است. پله‌های اول خشتی بوده و هر یک 140 سانتی‌متر درازا، 16 سانتی‌متر بلندی و حدود 35 سانتی‌متر پهنا داشته است. شش پله پلکان طبقه اول برج جنوب شرقی اپادانا هنوز برجاست. ارتفاع طبقه اول حدود 6 متر بوده ودو یا سه طبقه دیگر هم بر فراز آن ساخته بوده‌اند، به طوری که ارتفاع برج‌ها برابر با بلندی رواق‌ها بوده است. پلکان طبقه دوم هم خشتی بوده، اما طبقه سوم، فقط نردبان چوبی داشته و با سر پله‌ای به بام اپادانا می‌رسیده است. دیوارها با لایه‌ای از گل و گچ سبز مایل به خاکستری پوشیده بوده و در پاره‌ای از جای‌ها، به ویژه در زیر پیشانی سقف، نمای بیرونی را با کاشی‌هایی لعابداری پوشانیده بوده‌اند که ردیفی از درختان و گل‌ها و شیر و جانوران دیگر را به رنگ‌های فیروزه‌ای و ابی و زرد نشان می‌داده است. در وسط این نوارتزیینی (فریز) فضای مستطیل شکلی را با کاشی‌های رنگینی که دارای خطوط میخی بابلی یا عیلامی و یا فارسی باستان بوده، اختصاص داده بوده‌اند. هرتسفلد مقداری کاشی‌های رنگین با خطوط میخی فارسی باستان و بابلی در پای دیوار ایوان شرقی، در داخل حیاط، یافت که به موزه موسسه شرق‌شناسی شیکاگو فرستاد. قسمت فارسی باستان آن، لوحه‌ای است مرکب از35 اجر، هر یک به ضخامت 9 و طول 38 سانتی‌متر، و 14 نیمه‌اجر؛ طول لوحه 137 و عرضش 114 سانتی‌متر می‌باشد و در موزه شرق‌شناسی شیکاگو، به شماره 24112  مضبوط است

ترجمه این کتیبه، که روزی پیشانی دیوار شرقی برج شمال شرقی اپادانا را زینت می‌بخشیده، چنین است:

گوید خشیارشا شاه بزرگ: به تایید اهورمزدا، داریوش شاه، پدر من، بناهای نیکوی بسیار بساخت و بفرمود تا بسازند. همچنین به توفیق اهورمزدا من بر آن بناها افزودم و ساختمان‌های دیگر براوردم، چنان باد که اهورمزدا و ایزدان دیگر مرا و شهریاری مرا بپایند.

اشمیت هم تعداد زیادی تکه اجر لعابدار با حروف میخی عیلامی در حیاط اپادانا نزدیک پای پلکان ایوان شمالی یافت که بر آن ‌ها تنها قسمتی از کلمات ٍ«داریوش»، «خشیارشا» و «پدر» را خوانده‌اند، و به همین دلیل احتمال می‌دهند که این تکه‌های منقوش، متعلق به یک کتیبه عیلامی بوده که مفاد همان کتیبه فارسی باستان خشیارشا را نقل می‌کرده است.

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

حیاط آپادانا

 در شمال و شرق کاخ ‌بار داریوش بزرگ که «اپادانا» نامیده می‌شود، حیاط بزرگی  است  به  شکل  یک حرف  لاتینL   که  ساقه  طولی‌اش  در  قسمت  شرق است و 167 متر درازا و 34 متر پهنا دارد  و ساقه  عرضی‌اش در شمال   است  و 152 مترطول و تقریباً 50 متر عرض دارد. شمال حیاط به طور کلی محدود است به سر پلکان ورودی و جلوخان و «دروازه ملل» و یک رشته اطاق‌های سربازی و نگهبانی که با دیوارهای خشتی ساخته شده بوده است. این اطاق‌ها در پشت دیوار جنوبی «خیابان سپاهیان» ساخته شده و در آنها رو به جنوب و به حیاط باز می‌شده است در شرق حیاط اپادانا، از زاویه شمالی تا جنوبی، قسمت‌های زیر را می‌بینیم

الف‌ـ یک اطاق دراز و باریک با دیوارهای قطور خشتی، که دَر آن در دهلیزی میان حیاط اپادانا و حیاط غربی «کاخ نیمه‌تمام» و رو به سمت جنوب باز می‌شده است و نظر به موقعیت استوارش، آن را «زرادخانه» می‌دانند.

ب‌ـ یک اطاق نگهبانی بسیار بلند و باریک، که مدخلش در همان  دهلیز یاد شده بوده و دو در دیگر، یکی به جهت حیاط اپادانا و یکی هم به جهت حیاط شمالی کاخ صد ستون داشته است.

ج ـ اطاق نسبتاً بلندی، که یک دَر پهن به سوی حیاط شمالی کاخ صدستون داشته است و آن را «گردونه خانه» (محل نگه‌داری ارابه شاهی) دانسته‌اند.

دـ یک اطاق سربازی دیگر با دری که در سمت شرق، به حیاط شمالی کاخ صدستون باز می‌شده است.

هـ‌ ـ برج دو اطاقه شمال غربی «کاخ صدستون».

وـ دالان بلند غرب کاخ صدستون، که دَر غربی‌اش به حیاط اپادانا باز می‌شود و دو درگاه به سمت شرق به کاخ صدستون دارد و دَر جنوبی‌اش با چند پله به شمال بنایی که امروز موزه است می‌رسد.

ایوان‌های شرقی و شمالی اپادانا حیاط این کاخ را به ترتیب از سمت مغرب و جنوب محدود می‌کنند هنوز نتوانسته‌اند ثابت کنند که کف حیاط مورد بحث با اجر یا سنگ مفروش بوده است یا با چمن و گل و یا حتی با شن و ریگ.  راه‌ابهای زیرزمینی در ناحیه شمالی و شمال غربی حیاط به وضوح دیده می‌شوند، اما در قسمت شرقی در زیرزمین و در عمق چند متری کنده شده و رویشان را پوشانیده‌اند. قسمت عمده‌ای از محوطه اپادانا را بر روی سنگ کوه‌ پایه‌گذاری کرده‌اند و به همین جهت هم راه‌اب‌ها را بیشتر در سنگ کوه در اورده‌اند و بازدیدکننده متوجه این مطلب می‌شود و می‌بیند که بخشی از کف حیاط اپادانا پِیِ

 سنگی متکی بر کوهپایه کوه‌ مهر( کوه‌ رحمت) را دارد.

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |





ایوان شمالی آپادانا

ایوان شمالی 1500 مترمربع (60×25) وسعت دارد و3 متر بالاتر از سطح  حیاط آپادانا است.  یک جفت پلکان توأمان دو طرفه، یکی بر روی مهتابی یا پیش‌بستی به طول 81 متر، و دیگری که جلوتر است بر روی پیش‌بستی دیگر، به طول 27 متر، از حیاط  بدان می‌رسد. سقف ایوان متکی بوده است بر دو ردیف شش‌تایی ستون ،هر یک به بلندی بیش از 19 متر، بازیر ستون زنگوله‌ای شیاردار، ساقه استوانه‌ای قاشقی‌دار،  گل ستون آراسته به برگ‌های طوماری و پیچکی نخل وسر ستونی به شکل گاو دوسر، که روی گاوان به جهت شرق وغرب بوده است. دو درگاه بزرگ در دیوار جنوبی رواق تعبیه کرده بودند که به درون تالار مرکزی باز می‌شده و خود دیوار خشتی به ستبری 32/5 متر بوده است. در دو جانب غرب و شرق رواق، دو برج بلند (متعلق به گوشه‌های شمال غربی و شمال شرقی آپادانا) وجود داشته است.

پلکانهای دو طرف توأمان این رواق یکی از شاهکارهای هنر هخامنشی است. طول مهتابی یا پیش‌بست اصلی آن 81 متر است .  هر پلکان دارای 30 پله است ) چون کف حیاط پوشش خود را از دست داده، باندازه یک پله به پلکان‌ها افزوده شده است و بنظر می‌رسد که 31 پله داشته بوده است   (و هر پله 35 سانتی‌متر پهنا، 82/4 متر درازا و 8 سانتی‌متر بلندی دارد. لبه پلکان‌ها جان‌پناهی از کنگره‌های چهار دندانه‌ای و مزین به طاقچه‌های بیرونی و درونی مستطیل شکل داشته است.دیوار مهتابی کوچک (بیرونی) به شکل ذوزنقه متساوی‌الساقینی است که نقش‌های آن عبارت‌اند از:

1ـ یک مجلس مرکزی مستطیل شکل، که هشت سرباز ایستاده روبروی هم را در دو جفت چهارتایی نشان می‌دهد. میان آن‌ها فضای خالی مستطیل شکلی است که برای کندن سنگ نبشتهپرداخت کرده‌اند. بالای سر آن‌ها یک حلقه بالدار نقش شده که اروپاییان به غلط آن را نقش اهورمزدا دانسته‌اند) و در دو سوی این حلقه دو ابوالهول به شکل شیری بالدار  با سر یک انسان تاجدار، رو به‌ روی هم نشسته‌اند و یک دست خود را به علامت احترام به سوی حلقه بالدار بلند کرده‌اند . در دو جانب این ابوالهول‌ها ردیفی از درختان نخل نقش شده است.این صحنه یک نقش اصلی نیست و پیش از آن به جایش یک مجلس بارعام شاهی هفت‌ نفره وجود داشته، که شاه را بر روی تخت فرمانروایی با عصا و گل نیلوفر آبی بر دست می‌نموده است و در پشت سر او ولیعهدش و حوله‌دار و اسلحه‌دارش و دو تن از نگهبانان شاهی و در جلو رویش یک مأمور عالی رتبه دولتی در حالت ادای احترام و عرض گزارش و در پشت سر او دو نگهبان دیگر منقش بوده‌اند. بنا به عللی پس از خشیارشا، این نقش را که بر روی سنگی یکپارچه بوده است، کنده و به گنجینه برده‌اند، و به جای آن صحنه فعلی را تراشیده‌اند.
ایوان شمالی آپادانا

 

ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |



ایوان شرقی آپادانا

  نیمه جنوبی از لوزی شمالی مهتابی بزرگ (داخلی)  به نقش سه صف از سربازان نگهبان، از گروه نگهبانان جاویدان، اختصاص یافته است که جامه پارسی (درباری) به تن و موی‌بندی حلقه‌ای و مارپیچ مشهور به میترا به سر دارند و در دست هر نفر نیزه‌ای است که آن را عمودی گرفته و گلوله ته آن رابر روی نوک پا نهاده است. پشت سر اینان در ردیف بالا، میراخور دربار، سه تن حاملان کماندان‌ها و ترکش او، دو نفر برنده اورنگ  کوچک شهریاری و سه نفر از مهتران شاه با نریان‌های دست‌کش و نژاده، و یک مهتر سالار و دو گردونه ‌ران با گردونه‌های سواری پادشاه نقش شده‌اند. دو ردیف پایینی به گروهی از بزرگان ایرانشهر اختصاص یافته که پشت سر نگهبانان شاهی اند وهمه یکی در میان جامه مادی و پارسی پوشیده‌اند. بیشترشان در یک دست گلی و یا غنچه‌ای معمولاً شبیه نیلوفر ابی، دارند؛ همچنان که امروز رسم است در موقع تشریفاتی گل به دست گیریم و یا بر سینه زنیم و یا بوی خوش و عطر به خود پراکنیم، در عهد باستان هم رسم بوده است با بوی خوش و عطر گل به میهمانی بروند، واین عادت بسیار نیکو از پدران ما به یادگار مانده است. گروهی هم اشیایی کروی، شاید سیب و به و انار و یا بیضوی، شاید تخم‌مرغ رنگین، به دست گرفته‌اند؛ همه این‌ها از ویژگی‌های نوروزی است. چون این نقش میهمانان گزیده دولتی در جشن نوروز را می‌نماید مشکل بتوان قبول کرد که آن بزرگان فقط و فقط از میان مادها و پارسیان دست‌چین می‌شده‌اند، و دیگر نژادگان ایرانی‌ـ مانند سکاها، سغدیان، خوارزمیان، هراتیان، ارمنی‌ها و جز آن‌ ـ را به میهمانی فرا نمی‌خوانده‌اند. پس شاید تعبیر دیگری به میان بتوان اورد، و چنین انگاشت که این نقوش، والاترین بزرگان سرتاسر دولت هخامنشی را نشان می‌دهند، و جامه مادی یا پارسی در این جا تعیین‌کننده ملیت نیست، بلکه مشخص منصب است. هر گاه چنین فرضی درست باشد، این دو صف سی‌‌و دونفری را می‌توان نماینده نخبه‌ترین صاحب منصبان درباری (در لباس پارسی) ونظامی (در جامه مادی) ایران در عهد خشیارشا دانست. این بزرگان گل و غنچه به دست، با طوق و یاره وگوشوار، ردا و یا بالاپوش ویژه ازادان (که کندیز خوانده اند) و مجهز به دشنه و کماندان و ترکش، برای بار یافتن صف کشیده‌اند، اما حالتشان بسیار ازادانه و غیررسمی است: یکی با پهلو دستی‌اش حرف می‌زند، دیگری رویش را برگردانده و با پشت سریش گفت‌و‌گو می‌کند؛‌ آن دیگری دستش را بر شانه همراهش گذاشته و توجه او را به چیزی جلب می‌کند؛ و دیگری آن طرف‌تر، ریش رفیقش را گرفته است و با وی به شیرینی و شوخی سخن می‌راند. مثل این است که این بزرگان به میهمانی یکی از «خودی‌ها» رفته‌اند، نه به بزم و جشنی شاهانه. البته هم جز این نمی‌بایست بوده باشد: اینان ستون‌ها و گردانندگان سرنوشت ایران بوده‌اند، و نیروی ایران بر بازو و خِرَدِ انان متکی بوده است، و در نتیجه مقام بلند و ارج فراوان داشته اند. این صحنه‌ها، یکی از دلپسندترین و کمیاب‌ترین نقش‌‌های درباری جهان باستان است و هر بیننده‌ای را شیفته می‌سازد.
ایوان شرقی آپادانا

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

کاخ آپادانا

نخستین بنا، از نظر مقام و ابعاد و تاریخ بنیانگذاری، آپادانای بزرگ است که در زمان داریوش نمای آن آغاز و در عهد خشایار پایان یافت .

تاریخ شروع بنا در لوحه‌های زرین و سیمین که زیر سنگ زاویه ی بنا به ودیعت گذاشته شده بود و در دو گوشه‌ی تالار مرکزی کشف شد و همچنین در کتیبه‌ی از آجر لعاب‌دار که در بالای دیوارها نصب شده، آمده است. اصطلاح مقبول آپادانا در کتیبه‌های تخت‌جمشید به کاربرده نشده، اما بر بنایی همتا و یکسان در شوش اطلاق می‌شده است. دیوارهای آن از خشت خام بوده و 58 و4 متر ضخامت و 25 و 76 متر داراز و بیش از 30 و 18 متر ارتفاع تا سقف داشته . این تالار وسیع گنجایش ده‌هزار نفر را دارد . از سه طرف به رواق‌هایی با دو ردیف ستون شش‌تایی باز می‌شود که ارتفاعی به همان اندازه‌ی تالار دارد . در گوشه های چنین نقشه یی اتاق‌های برج مانندی شامل پلکان و مکانی برای سکونت پاسداران، به وجود آمده بود . بنای آپادانا برای خود بر فراز صفه‌یی قرار داشت که از صخره طبیعی تراشیده شده بود و با رشته پلکان‌هایی به بخش‌های شمالی و شرقی هدایت می‌شد . هر دو این رشته پلکان‌ها با تصویر بزرگ صف باجگذاران در سه ردیف نقش‌های افقی که در حدود 35 و 76 متر طول دارد زینت داده شده است . صف باجگذاران در هر یک از پلکانها، به آن گونه‌یی که از راست و از چپ دیده می‌شد، تصویر شده است . از انحرافات جزئی که به سبب دوگانگی زاویه ی دید پیدا می‌شود که بگذریم، هر دو سوی تصویر یکسان می‌نماید .

کاخ اپادانا

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

پلکان ورودی دوره داریوش

در جبهه غربی تخت و نزدیک به گوشه شمالی آن، پلکان مضاعف دوجانبه‌ای درست کرده‌اند که مدخل عمده کوشک به شمار می‌رود. اما چون ساختن چنین پلکان عظیمی بی‌گمان سال‌های زیادی زمان می‌خواسته ناچار باید قبول کرد که مدخل تخت‌جمشید در اصل نه در شمال غربی بلکه در جای دیگری بوده است. دلایل فراوان و قانع‌کننده‌ای نشان می‌دهد که مدخل اصلی در جنوب صفه بوده است و بعد از داریوش و شاید در اواخر دوره هخامنشی، آن را متروک گذارده و جایش را پر کرده‌اند

نزدیک به جایی که «مدخل اصلی» فرض می‌شود،‌ کمی رو به جنوب، تخته‌سنگی به بزرگی 20/7 و پهنای 05/2 متر در جبهه جنوبی کار گذارده‌اند که به چهار قسمت تقسیم شده و در هر قسمت کتیبه‌ای به خط میخی کنده‌اند. دو کتیبه سمت چپ (غربی) به خط و زبان پارسی نوشته شده است و سومی به عیلامی و چهارمی (شرقی) به بابلی. این کتیبه‌ها هم سند بنای تخت‌جمشید است و هم نمایشگر اخلاق و روحیات سازنده آن و به ویژه نشانه احترامی است که وی برای پارسیان و کارهای آنان قائل بوده. در این جا ترجمه کتیبه‌ها را می آوریم.

نخستین متن فارسی باستان

اهورا مزدای بزرگ که مَهِسْتِ (بزرگترین) خدایان (است)، او داریوش را شاه آفرید، وی را پادشاهی بخشید، به خواست اهورمزدا داریوش پادشاه است. گوید داریوش شاه: این کشور پارس‌ ـ که اهورمزدایم به من سپرد، که زیبا، خوب اسپ و نیک مردم است ـ به خواست اهورمزدا من، داریوش شاه، از دیگری نمی‌ترسد.

گوید داریوش شاه: چنان باد که مرا اهورمزدا و بَغان (=‌ ایزدان) دوره شاهی پشتیبانی دهند! و این سرزمین را اهورمزدا از سپاه (دشمن)، از سال بد و از(دیو) دروغ بپایاد! بدین سرزمین سپاه (دشمن)، بد سالی (دیو) دروغ میاد! این را من از اهورمزدا با ایزدان خاندان شاهی به نماز خواستارم، باشد که اهورمزدا و ایزدان خاندان شاهی این خواهشم را برآورند.

متن فارسی باستان

من (هستم) داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای بسیار، پسر ویشتاسپه، یک هخامنشی. گوید داریوش شاه: این است کشورهایی که به خواست اهورمزدا، من به یاری این مردم پارس از آن خود کرده‌ام، که بیم من به دلشان نشست، و مرا باج آوردند: عیلام، ماد، بابل، عربستان، سوریه، مصر، ارمنستان، کاپادوکیه، لودیه، ایونیه، یونانیانی که در جزایرند، و کشورهایی که آن سوی دریا‌(ی اژه)‌اند، ساگارتیا، خراسان، سیستان، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، ناحیه صدگاو، رخج، هند شمال غربی، گندارا، ناحیه سکاها، مکران.

گوید داریوش شاه: اگر تو چنین می‌اندیشی«چنان باد که از دیگری نترسم»، این قوم پارسی را بپای؛ اگر قوم پارسی پائیده شوند، اهورا برکت جاودانی بر این قوم (دودمان) ارزانی خواهد داشت.

در نوشته سومی که به عیلامی است، از ساخته‌شدن ارگ پارسه سخن رفته است:

«… چونان که بر بالای این‌جا، این دژ (= کوشک) ساخته آمد، پیش از آن در این‌جا دژی ساخته نشده بود؛ به خواست اهورمزدا این ارگ را من ساختم. اهورمزدا و دیگر ایزدان را اراده بر آن بود که این ارگ ساخته شود؛ پس من آن را برآوردم، و آن را ایمن و زیبا و کافی ساختم، چنان که دلخوام بود.» و «داریوش شاه گوید: چنان باد که اهورمزدا به دیگر ایزدان مرا بپایند! و نیز این ارگ را؛ و گذشته از این، مباد آن‌که هر آن‌چه در این‌جا برپای کرده شده و به چنگ بدخواه و بداندیش افتد!»

نبشته چهارمی به زبان بابلی است:

بزرگ است اهورمزدا، که مَهِستْ خدایان است، که آسمان و زمین را آفریده، که مردمی را آفریده و شادی را برای مردم آفریده که بر آن (زمین) می زیند؛ که داریوش را شاه کرده، و به وی در این جهان فراخ یک شهریاری بخشیده که دارای سرزمین‌های بسیار است ]همچون[ پارس، ماد و دیگر کشورها با زبان‌های گونه‌گون؛ هم کوهستانی و هم هامون؛ هم این سوی دریا و هم آن‌سویش؛ هم این بر بیابان و هم آنورش.

گوید داریوش شاه: این‌هایند مردمانی که آن‌چه در این‌جا به تأیید اهورمزدا کرده آمده است، انجام داده‌اند، درست به همان گونه که فرمانشان دادم: پارس و ماد، و دیگر بوم‌ها که مردمانش زبان گونه‌گون دارند، هم کوهستان و هم هامون دارند، هم این سوی دریایند و هم آن سویش، هم این بربیابانند و هم آنورش. هر آن‌چه کرده‌ام به پشتیبانی اهورمزدا بوده است. چنان باد که اهورمزدا و دیگر ایزدان مرا بپایند. و آن‌چه را که بنا می‌کنم.

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

پلکان ورودی دوره داریوش

در جبهه غربی تخت و نزدیک به گوشه شمالی آن، پلکان مضاعف دوجانبه‌ای درست کرده‌اند که مدخل عمده کوشک به شمار می‌رود. اما چون ساختن چنین پلکان عظیمی بی‌گمان سال‌های زیادی زمان می‌خواسته ناچار باید قبول کرد که مدخل تخت‌جمشید در اصل نه در شمال غربی بلکه در جای دیگری بوده است. دلایل فراوان و قانع‌کننده‌ای نشان می‌دهد که مدخل اصلی در جنوب صفه بوده است و بعد از داریوش و شاید در اواخر دوره هخامنشی، آن را متروک گذارده و جایش را پر کرده‌اند

نزدیک به جایی که «مدخل اصلی» فرض می‌شود،‌ کمی رو به جنوب، تخته‌سنگی به بزرگی 20/7 و پهنای 05/2 متر در جبهه جنوبی کار گذارده‌اند که به چهار قسمت تقسیم شده و در هر قسمت کتیبه‌ای به خط میخی کنده‌اند. دو کتیبه سمت چپ (غربی) به خط و زبان پارسی نوشته شده است و سومی به عیلامی و چهارمی (شرقی) به بابلی. این کتیبه‌ها هم سند بنای تخت‌جمشید است و هم نمایشگر اخلاق و روحیات سازنده آن و به ویژه نشانه احترامی است که وی برای پارسیان و کارهای آنان قائل بوده. در این جا ترجمه کتیبه‌ها را می آوریم.

نخستین متن فارسی باستان

اهورا مزدای بزرگ که مَهِسْتِ (بزرگترین) خدایان (است)، او داریوش را شاه آفرید، وی را پادشاهی بخشید، به خواست اهورمزدا داریوش پادشاه است. گوید داریوش شاه: این کشور پارس‌ ـ که اهورمزدایم به من سپرد، که زیبا، خوب اسپ و نیک مردم است ـ به خواست اهورمزدا من، داریوش شاه، از دیگری نمی‌ترسد.

گوید داریوش شاه: چنان باد که مرا اهورمزدا و بَغان (=‌ ایزدان) دوره شاهی پشتیبانی دهند! و این سرزمین را اهورمزدا از سپاه (دشمن)، از سال بد و از(دیو) دروغ بپایاد! بدین سرزمین سپاه (دشمن)، بد سالی (دیو) دروغ میاد! این را من از اهورمزدا با ایزدان خاندان شاهی به نماز خواستارم، باشد که اهورمزدا و ایزدان خاندان شاهی این خواهشم را برآورند.

متن فارسی باستان

من (هستم) داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای بسیار، پسر ویشتاسپه، یک هخامنشی. گوید داریوش شاه: این است کشورهایی که به خواست اهورمزدا، من به یاری این مردم پارس از آن خود کرده‌ام، که بیم من به دلشان نشست، و مرا باج آوردند: عیلام، ماد، بابل، عربستان، سوریه، مصر، ارمنستان، کاپادوکیه، لودیه، ایونیه، یونانیانی که در جزایرند، و کشورهایی که آن سوی دریا‌(ی اژه)‌اند، ساگارتیا، خراسان، سیستان، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، ناحیه صدگاو، رخج، هند شمال غربی، گندارا، ناحیه سکاها، مکران.

گوید داریوش شاه: اگر تو چنین می‌اندیشی«چنان باد که از دیگری نترسم»، این قوم پارسی را بپای؛ اگر قوم پارسی پائیده شوند، اهورا برکت جاودانی بر این قوم (دودمان) ارزانی خواهد داشت.

در نوشته سومی که به عیلامی است، از ساخته‌شدن ارگ پارسه سخن رفته است:

«… چونان که بر بالای این‌جا، این دژ (= کوشک) ساخته آمد، پیش از آن در این‌جا دژی ساخته نشده بود؛ به خواست اهورمزدا این ارگ را من ساختم. اهورمزدا و دیگر ایزدان را اراده بر آن بود که این ارگ ساخته شود؛ پس من آن را برآوردم، و آن را ایمن و زیبا و کافی ساختم، چنان که دلخوام بود.» و «داریوش شاه گوید: چنان باد که اهورمزدا به دیگر ایزدان مرا بپایند! و نیز این ارگ را؛ و گذشته از این، مباد آن‌که هر آن‌چه در این‌جا برپای کرده شده و به چنگ بدخواه و بداندیش افتد!»

نبشته چهارمی به زبان بابلی است:

بزرگ است اهورمزدا، که مَهِستْ خدایان است، که آسمان و زمین را آفریده، که مردمی را آفریده و شادی را برای مردم آفریده که بر آن (زمین) می زیند؛ که داریوش را شاه کرده، و به وی در این جهان فراخ یک شهریاری بخشیده که دارای سرزمین‌های بسیار است ]همچون[ پارس، ماد و دیگر کشورها با زبان‌های گونه‌گون؛ هم کوهستانی و هم هامون؛ هم این سوی دریا و هم آن‌سویش؛ هم این بر بیابان و هم آنورش.

گوید داریوش شاه: این‌هایند مردمانی که آن‌چه در این‌جا به تأیید اهورمزدا کرده آمده است، انجام داده‌اند، درست به همان گونه که فرمانشان دادم: پارس و ماد، و دیگر بوم‌ها که مردمانش زبان گونه‌گون دارند، هم کوهستان و هم هامون دارند، هم این سوی دریایند و هم آن سویش، هم این بربیابانند و هم آنورش. هر آن‌چه کرده‌ام به پشتیبانی اهورمزدا بوده است. چنان باد که اهورمزدا و دیگر ایزدان مرا بپایند. و آن‌چه را که بنا می‌کنم.

 

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |

پلکان‌ ورودی اصلی

راه ورود به صفه، یک جفت پلکان قرینه است که در دیوار غربی نزدیک به گوشه شمالی تعبیه کرده‌اند. در این‌جا، جلو دیوار، محوطه‌ای به طول 5/10 متر و پهنای 7 متر را به اندازه 10 سانتی‌متر از سطح دشت بالاتر آورده و با سنگ‌های بزرگ و نیک تراشیده فرش کرده‌اند، و در امتداد اضلاع کوتاهتر آن دو ردیف پلکان بالا آورده‌اند. هر پلکان، 63 پله دارد و به پاگردی وسیع منتهی می شود، سپس یک صدوهشتاد درجه پیچیده و در جهت مخالف ردیف نخستین، 48 پله دیگر می‌خورد و در ارتفاع نزدیک به دوازده متری زمین به روی صفه می‌رسد. پس هر پلکان بر روی هم 111 پله  و هر پله 90/6 متر طول، 38 سانتی‌متر عرض و 10 سانتی‌متر بلندی دارد. ارتفاع این پله‌ها به قدری کم است که اگر بخواهند، می‌توانند سواره ازآن‌ها بالا و پایین روند. در هنگامی که از تخت‌جمشید پاسبانی نمی‌شده، حیوانات بارکش از آن‌ها بالا و پایین می‌رفته‌اند. اما این که معروف است علت کوتاه گرفتن آن‌ها برای این بوده که سواران بتوانند به بالای صفه روند، اشتباهی عامیانه است   و هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد. برعکس، به نظر می‌آید که در ایران باستان با اسپ به درون کاخ شاهی رفتن ممنوع بوده است و نشانه خوار داشتن بارگاه فرمانروا به شمار می‌آمد . پهن بودن پله‌ها و کوتاه بودن ارتفاع آن‌ها به گمان ما برای آن بوده است که عده بسیار زیادی از بزرگان اداری و سپاهی مملکت بتوانند به آسانی، هم گروه  و گفت‌وگوکنان از آن‌ها بالا روند، درست به همان‌گونه که این بزرگان بر پلکان‌های آپادانا و کاخ مرکزی نقش شده‌اند. نباید از یاد برد که بسیاری از این نجبا و ریش‌سپیدان بی گمان سالخورده و توان باخته بوده‌اند.

بعضی از محققان بر آن‌اند که به هنگام برگزاری جشن‌های ملی، بزرگان پارسی و ایرانی از طریق پلکان دست راستی بالا  می رفته‌اند و نجبای قبایل دیگر از پلکان دست چپی.

کناره پلکان‌ها دارای جان‌پناهی از کنگره‌های چهار پله‌ای شکیل بوده است که برخی از آن‌ها هنوز برجایند. هر کنگره 64 سانتی‌متر ارتفاع داشته و در جبهه پهنش طاقچه‌ای مستطیل شکل در آورده بودند. به نظر می‌آید که این کنگره‌ها نمودار و مظهر دژهای پارسیان و فرورفتگی وسط آن‌ها نمایانگر دروازه دژها بوده است. در بالا، میان دو سر پلکان و «دروازه ملل»، یک جلوخان کوچک وجود داشته است.

سنگ‌های آهکی که در ساختن این پلکان توأمان به کار رفته نامنظم و بسیار بزرگ‌اند و بی ملاط بر روی هم چیده شده و با بست‌های تقریباً مستطیل شکل به هم پیوند خورده‌اند. این بست‌ها و کار تراش سنگ‌ها بیشتر خصوصیات دوره خشیارشا را نشان می‌دهد و از این جهت بسیار متحمل است که پلکان بزرگ توأمان ساخته خشیارشا بوده باشد . از هر تخته سنگی چهار یا پنج پله در آورده‌اند و بسیاری از پله‌ها بر اثر عبور و مرور مردمان و گزند آب‌ وهوا ساییده شده و یا شکستگی پیدا کرده است؛ بیشتر این آسیب‌ها را متخصصان ایتالیایی و ایرانی در دهه 50 تعمیر کرده‌اند.

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |