راهنماهای مجموعه های هخامنشی تخت جمشید و پاسارگاد

مکانی مجازی برای گفتگو و گردهمایی راهنماها و مردم

آرامگاه اردشیر دوم

در ناحیة جنوب شرقی ارگ پارسه (تخت جمشید) و به محاذات گوشه جنوبی خزانه در سینه "تپه شاهی" در ارتفاع 300 متری آثار یک دستگاه عمارت با سکوی مفصل ویک آرامگاه در سنک کنده شده منسوب به اردشیر دوم  دیده می‌شود. بنا مشتمل بوده است بر یک اطاق دو ستونی و در جنب آن یک ایوان با دو ستون در غرب و صندوق‌خانه‌هایی در شمال و جنوب و نیز تالاری 4 ستونی با یک اطاق جنبی در شمال. همة این‌ها را بر سکویی چند پله‌ای بنا کرده‌اند که از سنگ‌های بزرگ و کوچک درست شده و و سنگ‌‌هایش را بدون ملاط به هم چسبانیده‌اند. بعد از این‌ها فضای بازی در شرق بنا وجود دارد و بعد مقدار زیادی از کوه را در آوردنده‌اند و سکویی از سنگ در جلوی آرامگاه درست کرده اند. نمای آرامگاه به تقلید از آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم پرداخته شده است. در دین ایرانیان باستانی آب‌ وآتش و خاک، سه آفریدة مقدس اهورمزدا بوده‌اند و مقام بلندی داشته‌اند، از این جهت آلودن آنان به پلیدی روا نبوده است. وقتی که جان از تن به در می رود کالبد سرد می‌شود و اهریمن بر آن نفوذ می‌یابد و پلیدش می‌کند. بنابراین نمی‌توانستند مرده را بسوزانند یا در آب افکنند و یا در خاک پنهان سازند. پس ناچار راه‌های دیگری یافته بودند. یک راه این بود که کالبد را بشکافند وقسمتهای نرم را بیرون آورند و با موم و یا انگبین و مشک بیالایند و به اصطلاح «مومیایی» کنند، و در درون صندوق‌هایی از سنگ سنگ و درون آرامگاه در کوه سنک کنده شده بگذارند  تا نه آب، نه آتش و نه خاک را با آن‌ها سروکاری باشد و رویشان را محکم بگیرند.
آرامگاه اردشیر دوم
قسمت بالایی نمای آرامگاه یک آیین دینی و یا شاهی را نمایش می‌دهد: شهریار هخامنشی در جامه پارسی کمان (یعنی اسلحه ملی ایرانیان) به دست بر روی سکویی سه پله‌ای ایستاده است و به نشانه نیایش دست به سوی آتش شاهی دارد که بر فراز آتشدانی در اشتغال است. بر فراز صحنه، نقش انسان بالدار (فّر‌کیانی) با حلقه و دست گشوده نموده شده است و در گوشه راست، ماه را به صورت قرصی با هلال بزرگی در پایینش می‌بینیم (عقیده عامه که می‌گویند این قرص خورشید است، اعتباری ندارد).  در دو سوی مجلس بزرگ ‌زادگان ایرانی در جامه پارسی (یا مادی) نقش شده‌اند.
پادشاه وآتشدان بر روی تخت بزرگ (گاه) شهریاری جای دارند که گوشه‌هایش برجسته وبه شکل نیم‌تنه شیر است و لبه‌اش با گل و بوته آراسته شده. دو ردیف از نمایندگان ملل تابع با لباس‌های محلی تخت را بر سر دست نگه‌ داشته‌اند و این افراد را از کتیبه‌هایی که پهلویشان نوشته‌اند (فقط بر آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم و" آرامگاه اردشیر دوم " در این جا) می‌توان شناخت. ردیف بالایی این‌ها هستند (از راست به چپ):1ـ پارسی   2ـ مادی  3ـ خوزی  4ـ پارثوی  5ـ هراتی  6ـ بلخی  7ـ سغدی  8ـ خوارزمی 9ـ سیستانی  10ـ رخجی  11ـ ثته‌‌گوشی  12ـ گندارایی  13ـ هندو  14ـ سکایی هوم‌پرست.
ردیف پایینی (از راست به چپ) عبارتند از:  15ـ سکایی تیزخود  16ـ بابلی  17ـ آشوری  18ـ عرب
 19ـ مصری     20ـ ارمنی  21ـ کاپادوکیه‌ای  22ـ لودیه‌ای   23ـ ایونی  24ـ سکایی آن سوی دریا]ی اژه[
 25ـ تراکیه‌ای  26ـ یونانی آن سوی دریا]ی اژه[  27ـ لیبی‌ای  28ـ حبشی
در دست چپ پایة اورنگ نفر 29 (مکرانی) و در دست راست پایة اورنگ نفر 30، کاریه‌ای ایستاده است.
قسمت مرکزی (و عریض) جبهة آرامگاه منقوش است به نمای یک کاخ هخامنشی: در وسط  دری است (که بدین وسیله می‌خواسته بفهمانند که به آن جهان باز می‌شود) و در دو سوی آن چهار ستون که دیوار چسبیده (در حقیقت، نیم‌ ستون) است با سر ستون گاو دو سر. سقف باطره و نمای شاه‌ تیرها و ردیفی از شیرهای غران و در حال حرکت تزیین شده است.از روی این نما بنای موزة تخت‌جمشید را ساخته‌اند. دَرِ، کشوی و خودکار بوده است یعنی پس از بسته شدن، دیگر باز نمی‌شده. درون دخمه سه جفت «قبر» سنگی به شکل صندوق‌هایی مکعب مستطیلی (20/1×2 متر) برای جای دادن کالبد مردگان تعبیه کرده اند.  روی هر یک از اینها دری سنگی و محدب انداخته‌اند  تا راه هر گونه نفوذی را ببندند. البته چون اعتقاد به رستاخیز و زندگی آن جهانی در ایرانیان قوی بوده است مثل اقوام دیگر برای مردگان خود اسباب و آلات زندگی (= توشه آخرت) تهیه می‌کرده‌اند و درون قبرها می‌گذارده‌‌اند. همین اسباب گران‌بها مایه آن شد که مقدونیان و تاراجگران بعدی همه را بشکنند وغارت کنند.

 

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |