راهنماهای مجموعه های هخامنشی تخت جمشید و پاسارگاد

مکانی مجازی برای گفتگو و گردهمایی راهنماها و مردم

پلکان ورودی دوره داریوش

در جبهه غربی تخت و نزدیک به گوشه شمالی آن، پلکان مضاعف دوجانبه‌ای درست کرده‌اند که مدخل عمده کوشک به شمار می‌رود. اما چون ساختن چنین پلکان عظیمی بی‌گمان سال‌های زیادی زمان می‌خواسته ناچار باید قبول کرد که مدخل تخت‌جمشید در اصل نه در شمال غربی بلکه در جای دیگری بوده است. دلایل فراوان و قانع‌کننده‌ای نشان می‌دهد که مدخل اصلی در جنوب صفه بوده است و بعد از داریوش و شاید در اواخر دوره هخامنشی، آن را متروک گذارده و جایش را پر کرده‌اند

نزدیک به جایی که «مدخل اصلی» فرض می‌شود،‌ کمی رو به جنوب، تخته‌سنگی به بزرگی 20/7 و پهنای 05/2 متر در جبهه جنوبی کار گذارده‌اند که به چهار قسمت تقسیم شده و در هر قسمت کتیبه‌ای به خط میخی کنده‌اند. دو کتیبه سمت چپ (غربی) به خط و زبان پارسی نوشته شده است و سومی به عیلامی و چهارمی (شرقی) به بابلی. این کتیبه‌ها هم سند بنای تخت‌جمشید است و هم نمایشگر اخلاق و روحیات سازنده آن و به ویژه نشانه احترامی است که وی برای پارسیان و کارهای آنان قائل بوده. در این جا ترجمه کتیبه‌ها را می آوریم.

نخستین متن فارسی باستان

اهورا مزدای بزرگ که مَهِسْتِ (بزرگترین) خدایان (است)، او داریوش را شاه آفرید، وی را پادشاهی بخشید، به خواست اهورمزدا داریوش پادشاه است. گوید داریوش شاه: این کشور پارس‌ ـ که اهورمزدایم به من سپرد، که زیبا، خوب اسپ و نیک مردم است ـ به خواست اهورمزدا من، داریوش شاه، از دیگری نمی‌ترسد.

گوید داریوش شاه: چنان باد که مرا اهورمزدا و بَغان (=‌ ایزدان) دوره شاهی پشتیبانی دهند! و این سرزمین را اهورمزدا از سپاه (دشمن)، از سال بد و از(دیو) دروغ بپایاد! بدین سرزمین سپاه (دشمن)، بد سالی (دیو) دروغ میاد! این را من از اهورمزدا با ایزدان خاندان شاهی به نماز خواستارم، باشد که اهورمزدا و ایزدان خاندان شاهی این خواهشم را برآورند.

متن فارسی باستان

من (هستم) داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای بسیار، پسر ویشتاسپه، یک هخامنشی. گوید داریوش شاه: این است کشورهایی که به خواست اهورمزدا، من به یاری این مردم پارس از آن خود کرده‌ام، که بیم من به دلشان نشست، و مرا باج آوردند: عیلام، ماد، بابل، عربستان، سوریه، مصر، ارمنستان، کاپادوکیه، لودیه، ایونیه، یونانیانی که در جزایرند، و کشورهایی که آن سوی دریا‌(ی اژه)‌اند، ساگارتیا، خراسان، سیستان، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، ناحیه صدگاو، رخج، هند شمال غربی، گندارا، ناحیه سکاها، مکران.

گوید داریوش شاه: اگر تو چنین می‌اندیشی«چنان باد که از دیگری نترسم»، این قوم پارسی را بپای؛ اگر قوم پارسی پائیده شوند، اهورا برکت جاودانی بر این قوم (دودمان) ارزانی خواهد داشت.

در نوشته سومی که به عیلامی است، از ساخته‌شدن ارگ پارسه سخن رفته است:

«… چونان که بر بالای این‌جا، این دژ (= کوشک) ساخته آمد، پیش از آن در این‌جا دژی ساخته نشده بود؛ به خواست اهورمزدا این ارگ را من ساختم. اهورمزدا و دیگر ایزدان را اراده بر آن بود که این ارگ ساخته شود؛ پس من آن را برآوردم، و آن را ایمن و زیبا و کافی ساختم، چنان که دلخوام بود.» و «داریوش شاه گوید: چنان باد که اهورمزدا به دیگر ایزدان مرا بپایند! و نیز این ارگ را؛ و گذشته از این، مباد آن‌که هر آن‌چه در این‌جا برپای کرده شده و به چنگ بدخواه و بداندیش افتد!»

نبشته چهارمی به زبان بابلی است:

بزرگ است اهورمزدا، که مَهِستْ خدایان است، که آسمان و زمین را آفریده، که مردمی را آفریده و شادی را برای مردم آفریده که بر آن (زمین) می زیند؛ که داریوش را شاه کرده، و به وی در این جهان فراخ یک شهریاری بخشیده که دارای سرزمین‌های بسیار است ]همچون[ پارس، ماد و دیگر کشورها با زبان‌های گونه‌گون؛ هم کوهستانی و هم هامون؛ هم این سوی دریا و هم آن‌سویش؛ هم این بر بیابان و هم آنورش.

گوید داریوش شاه: این‌هایند مردمانی که آن‌چه در این‌جا به تأیید اهورمزدا کرده آمده است، انجام داده‌اند، درست به همان گونه که فرمانشان دادم: پارس و ماد، و دیگر بوم‌ها که مردمانش زبان گونه‌گون دارند، هم کوهستان و هم هامون دارند، هم این سوی دریایند و هم آن سویش، هم این بربیابانند و هم آنورش. هر آن‌چه کرده‌ام به پشتیبانی اهورمزدا بوده است. چنان باد که اهورمزدا و دیگر ایزدان مرا بپایند. و آن‌چه را که بنا می‌کنم.

 

 

دوست عزیز و هموطن گرامی، نظرات شما باعث دلگرمی ما خواهد بود.

مهندس سعید نیکو    ENG. Saeed Nikoo

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ توسط یک راهنمای مجموعه های باستانی ایران نظرات () |